کاش ای تنها امید زندگی میتوانستم فراموشت کنم
یا شبی چون آتش سوزان دل در مزار سینه خاموشت کنم
کاش چون خواب گران از دیده ام نیمه شب ها یاد رویت میگریخت
مرغ دل افسرده حال و بسته پر از دیار آرزویت میگریخت
کاش احساس نیاز دیدنت از وجودم چون وجودت دور بود
در دلم آتش نمیزد آن نگاه کاش آن شب چشمهایم کور بود
کاش از باغ خوش رویای تو .... اندیشه پر میگرفت
فارغ از اندیشه ی حجران و وصل
زندگی بی عشق تو از سر میگرفت
کاش آن شب در گلستان خیال ای گل وحشی نمیچیدم تو را
تا نسوزم در خزان آرزو
کاشکی هرگز نمیدیدم تو را
کاشکی هرگز نمیدیدم تو را
ما را در سایت هرگز از یادم نخواهی رفت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5